السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
487
تفسير الميزان ( فارسي )
به منتها درجه رسيده بود از اهل قريه طعامى خواستند و آنها از پذيرفتن اين دو ميهمان سر باز زدند . در همين اوان ديوار خرابى را ديدند كه در شرف فرو ريختن بود ، به طورى كه مردم از نزديك شدن به آن پرهيز مىكردند ، پس آن ديوار را به پا كرد . موسى گفت : اينها كه از ما پذيرايى نكردند ، و ما الآن محتاج به آن دستمزد بوديم . مرد عالم گفت : اينك فراق من و تو فرا رسيده . تاويل آنچه كردم برايت مىگويم و از تو جدا مىشوم ، اما آن كشتى كه ديدى سوراخش كردم مال عده اى مسكين بود كه با آن در دريا كار مىكردند و هزينه زندگى خود را به دست مىآوردند و چون پادشاهى از آن سوى دريا كشتىها را غصب مىكرد و براى خود مىگرفت ، من آن را سوراخ كردم تا وقتى او پس از چند لحظه مىرسد كشتى را معيوب ببيند و از گرفتنش صرفنظر كند . و اما آن پسر كه كشتم خودش كافر و پدر و مادرش مؤمن بودند ، اگر او زنده مىماند با كفر و طغيان خود پدر و مادر را هم منحرف مىكرد ، رحمت خدا شامل حال آن دو بود ، و به همين جهت مرا دستور داد تا او را بكشم ، تا خدا به جاى او به آن دو فرزند بهترى دهد ، فرزندى صالحتر و به خويشان خود مهربانتر و بدين جهت او را كشتم . و اما ديوارى كه ساختم ، آن ديوار مال دو فرزند يتيم از اهل اين شهر بود و در زير آن گنجى نهفته بود ، متعلق به آن دو بود ، و چون پدر آن دو ، مردى صالح بود به خاطر صلاح پدر رحمت خدا شامل حال آن دو شد ، مرا امر فرمود تا ديوار را بسازم به طورى كه تا دوران بلوغ آن دو استوار بماند ، و گنج محفوظ باشد تا آن را استخراج كنند ، و اگر اين كار را نمىكردم گنج بيرون مىافتاد و مردم آن را مىبردند . آن گاه گفت : من آنچه كردم از ناحيه خود نكردم ، بلكه به امر خدا بود و تاويلش هم همان بود كه برايت گفتم : اين بگفت و از موسى جدا شد . 2 - شخصيت خضر در قرآن كريم در باره حضرت خضر غير از همين داستان رفتن موسى به مجمع البحرين چيزى نيامده و از جوامع اوصافش چيزى ذكر نكرده مگر همين كه فرموده : * ( « فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناه رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَعَلَّمْناه مِنْ لَدُنَّا عِلْماً » ) * « 1 » . از آنچه از روايات نبوى و يا روايات وارده از طرق ائمه اهل بيت ( ع ) در داستان خضر رسيده چه مىتوان فهميد ؟ از روايت محمد بن عماره كه از امام صادق
--> ( 1 ) پس برخوردند به بنده اى از بندگان ما كه ما به وى رحمتى از خود داده و از ناحيه خود به وى علمى آموختيم . سوره كهف ، آيه 65 .